عز الدين حسينى زنجانى
59
شرح خطبه حضرت زهرا (ع) (فارسى)
جهت روشنتر شدن مطلب مىتوان به كتابهايى كه دربارهء قدرت و اعجاز ائمه طاهرين عليهم السلام تأليف شده مراجعه كرد مانند خرائج و جرائح قطب راوندى ، بحارالأنوار و عيون اخبار الرضا عليه السلام در مورد امر به شيرهاى پرده و شيرشدن آنها و به هلاكت رساندن آن مرد جسور و بىادب . آرى در ممكنات ، اشرف از عقل و پستتر از ماده عنصرى نيست و به عبارت ديگر ، عقل و ماده دو حاشيهء وجودند و هر دو در انسان كامل جمع مىشوند . بهطور كلى در تمام مراتب هستى جدايى و فطور نيست و انسان در وحدت خود مشتمل بر همهء هستى است . در ديوان منسوب به مولاى متقيان عليه السلام است : دَواؤكَ فِيك وَ ما تَشْعُرُ * وَداؤكُ مِنك وَلا تَبْصُرُ داروى بيمارىها در خودت هست اما نمىدانى . درد هم از خودت است اما نمىبينى . وَ أَنتَ الكِتابُ الذِي * بآياتِهِ يَظهَرُ المُضْمَرُ تو آن كتاب مبين هستى كه به آيات او باطن اين عالم ظهور كند . أَتَزعَمُ أَنّك جِرمٌ صَغيرٌ ؟ * وَفيك انْطَوى العالَمُ الأكبَرُ ! ! آيا گمان دارى جِرم كوچكى هستى ؟ چه گمان باطلى ! زيرا در تو جهان بزرگ نهفته است . در مصباح الشريعه مىخوانيم : صورت و حقيقت آدمى بزرگترين حجت قادر متعال است . آن صورت كتابى است كه رب العِزّه ؛ به قلم قدرت خويش نوشته ؛ آن بنايى است كه با حكمت خود ساخته ؛ همان صورت به تنهايى همهء صورتها و حقايق آفرينش است ؛ همان ، مختصرى از دانشهاى لوح محفوظ است ؛ آن شاهد هر غايب است ؛ دليل بر هر معاند و منكرى است ؛ همان راه مستقيم به خير و نيكويى ؛ صراط موجود در ميان بهشت و دوزخ است . در انسان متعارف چنين قدرتى هست كه مىتواند تا اين مراتب برسد . ولى انسان قدر خود را نشناخته و گوهرى را كه از صدف كون و مكان بيرون است به سفال بىارزش مادى اين دنيا فروخته ؛ تا چه رسد به بلند پايگانى كه خدا آنها را بدون مقدمهء تحصيل و رياضت - چنان كه در روايت پيشين ديديم - مخصوص روح القدس فرموده باشد . در